۱۳۸۸ مرداد ۲, جمعه

ديدار جمعى از برجستگان و نخبگان علمى و اساتيد دانشگاه‏ها (۱۳۸۷/۰۷/۰۳ - ۱۹:۳۴)

من حالا اينجا به ذهنم رسيد - بايد دوستان بررسى بكنند - كه اگر ما بتوانيم گردهمائى‏هاى عمومى از اساتيد دانشگاه و محققين و پژوهشگران در طول سال داشته باشيم و كسانى از خودِ اين جمع به عنوان سخنران دعوت بشوند و در آن گردهمائى‏ها مسائل مورد نظرشان را بيان كنند. اين، كمك ميكند به تصميم‏سازى؛ هم در دولت، هم در مجلس شوراى اسلامى، هم در مجمع تشخيص، هم در مراتب تصميم‏گيرى در دستگاه‏هاى اجرائىِ دولتى مثل وزارتخانه‏ها و غيره.

 خوب، آنچه من در نظر داشتم عرض بكنم، نكاتى است كه البته بعضى از آنها را بايد عرض بكنيم؛ چون وقت نيست.

يك نكته اين است كه ما هر چه كه عرض ميكنيم، با اين پيش‏فرضها بايستى ملاحظه بشود. ما چند پيش‏فرض داريم. يكى اين است كه پيشرفت علمى، ضرورت حياتى كشور در علوم مختلف است؛ البته رتبه‏بندى علوم را بعد عرض ميكنيم، كه يكى از كارهاى مهم است.
پيش‏فرض دوم اين است كه اين پيشرفت علمى، اگرچه كه با فراگيرى علم از كشورها و مراكز پيشرفته‏ترِ علمى حاصل خواهد شد - بخشى از آن بلاشك اين است - اما فراگيرى علم يك مسئله است، توليد علم يك مسئله‏ى ديگر است. نبايد ما در مسئله‏ى علم، واگن خودمان را به لوكوموتيو غرب ببنديم. البته اگر اين وابستگى ايجاد بشود، يك پيشرفتهائى پيدا خواهد شد؛ در اين شكى نيست؛ ليكن دنباله‏روى، نداشتن ابتكار، زيرِ دست بودنِ معنوى، لازمه‏ى قطعىِ اين چنين پيشروى‏اى است؛ و اين جايز نيست. بنابراين، ما بايد علم را خودمان توليد كنيم و آن را بجوشانيم. هر پله‏اى از پله‏ها كه انسان در مدارج علم بالا برود، او را آماده ميكند براى برداشتن گام بعدى و رفتن به يك پله‏ى بالاتر. اين حركت را بايستى ما از خودمان، در درون خودمان، با استفاده‏ى از منابع فكرى و ذخائر ميراث فرهنگى خودمان ادامه بدهيم و داشته باشيم.

 سوم اينكه اين پيشرفت علمى بايستى با خودباورى اولاً؛ اميد به موفقيت ثانياً؛ حركت جهادگونه ثالثاً؛ همراه باشد. چون ما فرض را بر اين گذاشتيم كه پيشرفت علمى، بايستى با نگاه بومى و با تكيه‏ى به فرهنگ خودمان باشد - فرهنگ ما يعنى اسلام و مواريث ملىِ پسنديده‏ى ما - و نيز ناظر به نيازهاى كشور. اين، بايستى مجموعه‏ى حركت علمى ما را تشكيل بدهد. ممكن است بعضى خدشه كنند كه آقا مگر ميشود؟ ما بايد اين باور را پيدا كنيم - همين طور كه حالا بعضى از آقايان فرمودند - كه ميتوانيم. بدانيم كه وقتى حركت انجام گرفت، اميد رسيدن به موفقيت وجود دارد.
 و چهارم اينكه در اين حركت، تنبلى و تن‏آسائى و محول كردن كار به يكديگر جايز نيست؛ حركتِ جهادگونه بايد كرد. جهاد فقط در ميدان جنگ نيست، در ميدان علم هم مثل بقيه‏ى ميادين زندگى، جهاد لازم است. جهاد يعنى تلاش بى‏وقفه، همراه با خطرپذيرى - در حد معقول البته - و پيشرفت و اميد به آينده.
 اينها پيش‏فرضهاى ماست كه روى اينها چون زياد بحث كرده‏ايم، بارها گفته‏ايم، تلقى به قبول شده از طرف دانشمندان و اساتيد - امروز هم ملاحظه كرديد كه بعضى از دوستانى كه اينجا بياناتى كردند، به آنچه كه مطالبات اين سالهاى اخير بوده، اشاره كردند - نشان‏دهنده‏ى اين است كه به عنوان يك تفكر، اين پيشرفت علم، فتح قله‏هاى تازه در علم، نگاه نوآورى در مرزهاى دانش و پيشرفت در مرزها، جزو تفكرات جامعه‏ى علمى امروز ماست، كه در او بحثى نيست.

هیچ نظری موجود نیست: