رویکرد اول : RCM کلاسیک

RCM کلاسیک براساس تحقیقات گروه MSG در سال 1978 ایجاد شده است. در این روش با شناسایی الگوهای خرابی اجزاء هواپیما (الگوهای ششگانه) ، راهکار و استراتژی نت مناسب تعیین میگردد. این روش نیازمند صرف مدت زمان و هزینه بسیار زیادی بوده و کار گروهی وسیعی را از بخشهای بهره برداری ، نت ، مهندسی و تامین ، طلب می نماید.
رویکرد دوم : RCMصنعتی (RCM2 )

در رویکرد صنعتی RCM که در اوایل دهه 1990 ارائه شد ، از برنامه FMEA جهت شناسایی خرابیهای بالقوه استفاده گردیده است .
عدد RPN در این روش برای اولویت بندی خرابیهای بالقوه و تمرکز بر روی خرابیهای مهم مورد استفاده قرار میگیرد.
لازم به توضیح است RCM2 براساس پاسخ گویی به هفت پرسش استوار گردیده و در این راستا مراجع مختلف به ارائه روشهای مختلفی اقدام نموده اند . روش مورد اشاره در این قسمت که براساس طرح FMEA معرفی گردیده ، یکی از روشهای مورد تائید توسط اکثر متخصصین RCM2 میباشد.
رویکرد سوم : مشتقات RCM
بسیاری از شرکتهایی که در دهه 1990 به اجرای RCM پرداختند مواردی همچون طولانی بودن زمان اجرای این روش و هزینه گروههای کاری درگیر در پروژه را بعنوان چالشهای پیش رو برشمرده و برخی نیز از ادامه کار منصرف گردیدند.
گزارشات رسیده منجر گردید تا بسیاری از صنایع استقبال خوبی از این روش نداشته باشند.
در سال 2000میلادی ، آقای Steve Turner که خود از متخصصین RCM2 می باشد ، به ارائه روشی کاربردی تحت عنوان PM Optimization ( PMO2000) پرداخته که براساس منطق RCM ایجاد گردیده است.
در این روش مراحل RCM برای خرابیهایی که هم اکنون شرکت با آن درگیر میباشد ، اجرا میگردد. این درحالیست که در روش های قبلی ، کلیه حالتهای بالقوه خرابی شناسایی و بررسی میشوند.
افزایش سرعت تحلیل خرابیها ، مشاهده سریع نتایج انجام کار و سادگی روش PMO2000 از جمله دلایل گرایش بسیاری از شرکتها به این روش میباشد.
رویکردهای دیگری نیز تا کنون در زمینه مشتقات RCM ارائه شده که مدل NASA یکی از مهمترین این روشها مطرح است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر